تبليغاتX
گاتها گاتها

خزر نام قومي بربر ، ستيزه جو و انيراني ( غير ايراني ) است كه در بين شمال غربي درياي كاسپين و درياي سياه سكونت داشتند . اين قوم كه در طول تاريخ به قومي وحشي مشهورند ، در حدود سده ي ششم ميلادي ، حكومت مستقلي به وجود آوردند و كشور خود را خاقانات خزر ناميدند . آنان پس از تشكيل فرمانروايي مستقل ، يورش به اقوام همسايه را كه بيشتر مردم اسلاو بودند ، آغاز كردند و هر از گاهي نيز زيان هايي به بخش هاي شمالي امپراتوري ساساني مي رساندند ، تا آنكه براي جلوگيري از يورش هاي اين قوم نيمه وحشي به دستور كيخسرو انوشيروان ، ديواري بزرگ در شهر دربند ساخته شد ، كه سنگ نبشته ي اين دستور نيز همچنان باقي مانده است . تا آنكه در سده هاي 9 و 10 ميلادي با يورش اقوام روس ، خزرها سرزمين هايشان را از دست دادند و به سوي اروپاي غربي گريختند .

اما كاسپين كه در بسياري از زبان هاي جهان براي اشاره به اين درياچه به كار مي رود ، از نام قوم ايراني و سفيدپوست كاسپي گرفته شده است كه ابتدا در كرانه هاي باختري تا جنوب باختري درياچه ساكن بوده اند و كم كم تا كرانه هاي جنوبي آمدند . از ديدگاه قوم شناسي نيز بر پايه ي پژوهش هاي جديدي كه درباره ي ژنتيك مردمان جنوبي اين دريا شده ، چنين گواهي شده كه مردمان گيلك زبان - شامل طبري ها و ديلمي ها - همگي از سوي پدري از نوادگان مردمي هستند كه از باختر درياچه ي كاسپين آمده اند .

وجود شهري به نام دروازه ي كاسپين ( دربند ) در ورودي سرزمين باستاني تبرستان ( كه هم اكنون در استان تهران است‌ ) گواهي ديگر بر اين ادعاست . نام هاي كاشان و قزوين نيز بيانگر اين موضوعند . كاسپين نام جهاني و حقيقي اين درياست . دانستن همين تاريخچه ي كوتاه ، هر ايراني را بر آن مي دارد تا كاسپين را خزر نخواند . بزرگترين درياچه ي جهان در شمالي ترين بخش خاك ميهن باستاني ماست . درياچه اي با پيرامون 7000 كيلومتر و پهنه ي 394200 كيلومتر مربع .

دریای کاسپین

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 13:11 | ++ | Balatarin add to OYAX

  شاید امروز فقط نامی از تو مانده پدر ایران به جهان بزرگ قسم هنوز نامی بالا تر از نام تو نیامده

 درست است که امروز در چنگال بی خردان گرفتاریم اما به خود میبالیم که این بی خردان هنوز بعد از

هزاران سال از تو می ترسند گویی سوار بر اسب خود در کنار پارسه ایستاده ای دوباره لشگر بزرگت

آماده است تا به جنگ دشمن برود دوباره دروازه های بابل را باز می کنیم و دوباره حقوق بشر درس

 میدهیم .دوباره صدای آزادی را در جهان طنین انداز می کنیم .    کوروش صدایم کن

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 22:57 | ++ | Balatarin add to OYAX

«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ‌ترین آفریده­ی اهورامزدا و سزاوار ستایش»

آذر به چم (معنی ) آتش است و یکی دیگر از چهار اخشیج (عنصر پاک کننده ) نزد زرتشتیان  .از آنجا که آتش بهترین و سریعترین عنصر پاک کننده و گرما می باشد از زمان های قدیم مورد احترام بوده است .زرتشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها (آتشکده ) می روند و با خواندن آتش نیایش (بخشی از اوستا ) اهورا مزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.

ابوريحان بیرونی در صفحه ۲۵۶ ترجمه­ی آثارالباقيه درباره­ی این جشن می­آورد :
« ... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می­گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می­باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته­ای که به همه­ی آتش­ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده­ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند ... »

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 10:16 | ++ | Balatarin add to OYAX

از جشنهای ملی ، سه جشن نوروز،مهرگان، و سده ، امروز با شکوه ویژه

در سطح ملی برگزار می شود ، و هر کوشش اهریمنی که در طی سده ها

در کنار گذاشتن آن ها به کار رفته با شکست رو به رو شده است.

امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که:

ایرانیان جشن نوروز و سده نگیرند!چراغانی نکنند!لباس نو نپوشند حتی

عزاداری کنند تا مجوس از بین برود! ولی بر خلاف خواست نا به جای او

مردم ایران پرست آن جشن را نگه داشتند

تا سده هفتم میلادی میان جشن های ملی و دینی ، تفاوتی نبود. زیرا آیین

ایران دین زرتشتی بود.گفت و گو در این باره پس از اسلامی شدن ایران

پیش آمد.

جشن نوروز

نوروز بدون گفتگو ، زیباترین جشن میان جشن های همه ادیان و اقوام و

منطقی ترین مبدا برای آغاز سال است.در این جشن سه جنبه ستاره شناسی

ملی و دینی به چشم می خورد

از جنبه ستاره شناسی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار

می گیرد و شب وروز برابر است روزی است که طبیعت از خواب

زمستانی بیدار می شود و زندگی نو آغاز می کند

از دیدگاه ملی و تاریخی آمده است:

هنگامی که جمشید شاه از کارهای سازندگی کشور فارغ شد ،مردمان در

آسایش ، کشور در آبادانی ، و همه چیز فراوان بود این روز شکل گرفت

ابوریحان بیرونی می نویسد " به باور پارسیان در این روز جهان هستی

یافت و آفرینش آغاز گردید

جشن مهرگان

دومین جشن بزرگ ملی - دینی ایرانیان "مهرگان" است که در روز

10 مهر ،روزی که نام روز و ماه یکی می شود جشن گرفته می شود

و مانند نوروز سه جنبه طبیعی ، تاریخی و دینی دارد.

از نظر طبیعی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییز جشن گرفته می شود

و جشن برداشت محصول کشاورزی است.

از نظر تاریخی در این روز نیروی داد و راستی به سر کردگی کاوه آهنگر

بر سپاه دروغ و ستمگری آژی دهاک پیروز شدو فریدون به شاهی رسید

ابوریحان بیرونی در کتاب "آثارالباقیه" می نویسد:

در روز "مهرگان"فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون به تخت

شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند

او برهانید.

جشن سده

جشن سده جشن پیدایش آتش است. سد روز از پایان تابستان گذشته و یا سد

شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن های نوروز

و مهرگان می رسد.

از نظر طبیعی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن ، سال را به دو پاره

(فصل) بخش می کردند ، تابستان که هفت ماه به درازا می کشید، در

نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر پایان می یافت.زمستان

از آغاز آبان ماه شروع می شد و تا پایان اسفند به طول می انجامید.

از نظر تاریخی نسب این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه

از کشف راز آتش توسط هوشنگ شاه و ستایش او به درگاه خدا سخن رفته

است.

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم این سنگ گردید خرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

از نظر دینی:

این جشن یاد آورند اهمیت نور ،آتش و انرژی است.نوری که از خداوند

و از خداوند هم جدا نیست، هر جا نور است خداوند همان جاهست.

بهشت در اوستا به نام "روشنایی بی پایان " خوانده شده است

جشن تیرگان:

جشن تیرگان مقارن است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای

تابستان.

از نظر تاریخی روزی است،که "آرش کمانگیر"مرز بین ایران و

توران را مشخص می کند(هم او که برای ایران جانش را فدا کرد)

از لحاظ اجتماعی: در این روز پس از نیایش افراد خانواده در خانه

بزرگ خانواده جمع می شوند. بچه ها به هم آب می پاشند. نامزدها

برای هم هدیه می برند و نامزد بازی می کنند. بزرگان از داخل

کوزه ای نام هایی را که از پیش در آن ریخته شده ، به صورت اتفاقی

در آورده ، وشخص خوش صدایی از روی کتاب حافظ ویا کتاب دیگری

فال می گیرد.و در آخر با خوردن میوه و آجیل به خواندن سرود و

پاکوبی و دست افشانی می پردازند

جشن یلدا:

شب یلدایا "شب چله"شب اول زمستان و دراز ترین شب سال است

و فردای آن با دمیدن خورشید روزها بزرگ تر شده و تابش نورایزدی

افزونی می یابد

ایرانیان باستان از این روز به نام زایش مهر نام می بردندو جشن

بزرگی برپا می کردند.

خوردن آجیل مخصوص،هندوانه انار و شیرینی و میوه های گوناگون

که همه نشانه برکت ، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند

فال گرفتن با کتاب حافظ و آینده گویی کردن با شکستن گردو از روی

پوکی و یا پری آن

جشن های فروردین:

از سایر جشن ها در فروردین،یکی جشن تولد اشوزرتشت خرداد از

فروردین است که در واقع نوروز بزرگ و آخرین روز جشن نوروز

است

همچنین مراسمی در نوزده فروردین به یاد همه روانان برگزار می شود

پیش از فروردین نیز پنج روز به فروهر در گذشتگان اختصاص دارد

ایرانیان باستان باور داشتند که در پنج روز آخر سال روان در گذشتگان

از خویشان خود در این جهان دیدن می کنند به آن "جشن روان"

می گویند.آن را با خواندن جشن آغاز و با خیرات به پایان می برند.

 

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 ساعت 10:50 | ++ | Balatarin add to OYAX

در تاریخ هزاران ساله ایران، مردان وزنان زیادی بودند و هستند که از بزرگی آنها هرچه گفته شود،

باز سخن نمی تواند بزرگی آنان را بیان کند . اما در تاریخ ایران و جهان نمی توان نامی بزرگتر

از کوروش را به زبان آورد یک پادشاه مقتدر، یک فرد عادل، یک جنگجوی بزرگ، یک میهن پرست

بی نظیر، اگر به او لقب پدر ایران را بدهیم به گواه تاریخ سخنی درست است و به گواه منشور

حقوق بشر او، می توان نام پدر انسانها را به او داد منشور حقوق بشر کوروش به راستی بازتاب

زیبای گفته های زرتشت در گات هاست هم او که در گات ها از برابری انسانها سخن می گوید

هم او که برده داری را کاری زشت و بی منطق و برخاسته از اعماق جهل و نادانی می داند

کوروش آزاد کننده انسانهای در بند بود، کوروش بود که یهودیان را از بند ستم بابل آزاد کرد.

کوروش بود که بعد از فتح بابل هیچ دینی را به مردم بابل تحمیل نکرد، و به آیین مردم بابل

احترام گذاشت کوروش تنها سرداری که برای برقرای عدل و داد به جنگ برخاست

همانا که اگر او برای گسترش دین زرتشت به جنگ برخاسته بود امروز به تعداد مسیحیان

زرتشتی در جهان می زیست و هم او بود که در لحظه پایانی عمر چنین گفت :

(فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک

بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل

دهد )

 

آرامگاه کوروش چراغ ندارد ، فرش ندارد ، طلای ناب ندارد و به راستی چه زیباست

لطف خداوند ایران به او همین است که پس از قرنها هنوز آرامگاهش چراغ امید مردمان

تهی دست است مردمانی که اگر امروز پدر داشتند اینقدر تهی دست نبودند از خداوند ایران

می خواهیم که روح پدر ایران را در آرامش و شادی نگاه دارد و تنها کاری که ما برای

شادی پدر ایران می توانیم انجام دهیم تلاش برای آبادی ایران است کشوری که کوروش

عاشق آن بود و با صدای بلند به تمام دنیا بگوییم :

کوروش بهترین الگوی زندگی و لطف خداوند به مردم ایران زمین است و ما هیچ

احتیاجی به الگو سازی از افسانه های تازی نداریم .

 

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 12:32 | ++ | Balatarin add to OYAX

اهورا مزدا خرد است و به همه آدمیان خرد ارزانی کرده است.

سرودهای اهورایی مانترا، در گات ها ، شیرین، اندیشه زا و آموزنده است.این سروده ها

از آفرینش و روش درست زیستن سخن می گویند. گوهرهستی و وجود ، آفرینش و آفریننده

روش درست زندگانی و نتایجی که بر الگو های گوناگون رفتاری بار است، موضوع هایی است که در گاتها درباره آنها سخن گفته شده است

هر کس در باور و گزینش روش زندگی خود با توجه به نتایجی که بر هر گونه رفتاری باراستُُ. آزاد است

گات ها بهترین الگوی رفتاری راسفارش می کند . زیرا خوشبختی را برای برگزینندگان آن روش به ارمغان می آورد.

گات ها می گوید دانایان روش خوب و نابخردان روش بد را انتخاب می کنند.

 

گاتها ،منطقی،عملی،جهانی،ابدی و انسانی است.

برگرفته از کتاب فلسفه زرتشت دکتر فرهنگ مهر

  • گاتها منطقی است
  • خرد اهورایی ، رشته ای است که سراسر گاتها را به هم پیوند می دهد. اهورامزدا در خرد جهان را پدید آورد.

    اشوزرتشت از راه خرد به هستی اهورامزدای یگانه پی برد. از راه خرد، پیام اهورامزدارا دریافت داشت

    وبه پیامبری رسید(در اینجا پیامبری زرتشت به کل با پیامبری ادیان ابراهیمی متفاوت است در اینجا خبری از

    وحی وجود ندارد و به خرد تکیه میشود پس بهتر است به جای پیامبر بگوییم بزرگ انسان) اشوزرتشت از راه

    خرد مردم را به شنیدن سخنان خود و پذیرش آیین راستین فراخواند.

  • گاتها عملی است

  • گات ها دین شدنی ها ، آیین کار و کوشش، سازندگی ، و پیشرفت است . گات ها کناره گیری از دنیا

    ودرویشی را سفارش نمیکند گات ها کار، سازندگی و بهره برداری درست از داداه های اهورا مزدا

    را شرط رستگاری می داند . دنیا و مادیات باعث نکبت و بدبختی نیستند. ماده چون داده خدایی است

    خوب و دوست داشتنی است و حمایت از طبیعت و محیط زیست ، دستور آیینی است.

    گا ت ها به کلان کار دارد به خرد و ریز نمی پردازد . دستورهای گاتها کلی است.

    و وارد جزئیات نمی شود. و این ویژگی از زیبایی های گات هاست که آن را همیشگی می کند.

    در گاتها دستور امر ونهی موردی کمتر وجود دارد. خوردن و آشامیدن چیز معینی یا انجام کار

    معینی را نهی نمی کند . ولی،به طور کلی می گوید از هر آنچه به سلامت تن و اندیشه آزار

    برساند باید دوری جست . راست بودن و درغ نگفتن ،سازنده بودن و ویرانگری نکردن

    مهر ورزیدن و خشم نکردن و مانند آن ها که در گاتها بسیار آمده است، پیام های کلی است

    گاتها میزان و شاخص را به دست می دهد . کار بستن آن ها در هر مورد با توجه به شرایط

    زمان و مکان ، پیشرفت دانش و تکنولوژی با خود آدمی است که با راهنمایی خرد کار بندد.

    از نظر عملی ، اندرزهای گات ها در سه بنیاد ساده اندیشه نیک ( هومت) گفتار نیک(هوخت)

    و کردار نیک (هورشت)خلاصه می شود.

  • گاتها جهانی است

گات ها ، راه خوب زیستن را به همه مردمان ، صرف نظر از جنس ،مذهب و نژاد

می آموزد . همه ی مردمان را مخاطب قرار می دهد و زرتشت برای همه کسانی که

از دور و نزدیک برای شنیدن حرفهای او آمده اند سخن دارد .

از جمله می گوید :

" من از آغاز هستی ، از آن چه اهورا مزدا به من و گفته از راه خرد، برای شما

سخن می گویم آن چه که اهورامزدا به من و برای همه مردمان گفته است.

کسانی که به این اندرزها دل بدهند، به رسایی و بی مرگی خواهند رسید

در جایی دیگر، در گات ها اشوزرتشت می گوید:

که او برای راهنمایی همه آمده است تا مردمان را روشن کند، با داد اهورایی آشنا

سازد و بکوشد تا مردم از بدی دوری جویند وبه خوبی گرایند .آیینی را بیاموزد که

برای همه بهترین آیین است

  • گاتها ابدی است

  •  

  • گات ها وابسته به زمان و مکان معینی نیست. گفتار گات ها ابدی است. هیچ

    گفتاری شآن نزول خاصی ندارد و هیچ امری موردی نیست از این رودر گفتارهای

    گاتها دوگانگی نیست و یکپارچگی اندیشه در سراسر گات ها چشم گیر است.

    از آنجا که اندرزهای گاتها کلی است همیشه باید خرد و وجدان راهنمای آدمی باشد .

    در به کار بستن آنها دشواری به وجود نمی آید مثلادرباره روزه گرفتن، یا مالیات به

    نرخ معین دادن ویا به زیارت مکان های مقدس رفتن حکمی در گات ها وجود ندارد.

    از این رو ،محدودیت های دست و پا گیرزمان و مکان ویا شریط ویژه اقتصادی،

    فنی و یا سیاسی،مشکلی به وجود نیاورده و در ابدیت آن خدشه ای وارد نمی کند.

  •  

  • گاتها انسانی است

  •  

  • گات ها مدافع شان انسان هاست(پروفسور هی نلز) اصول حقوق بشر رادر گات ها

    و در تاریخ ایران هخامنشی به روشنی می بینید

    و (دالا) آیین زرتشت نخستین آیینی میداندکه به محیط زیست و اکولوژی توجه کرده

    در گات ها آدمیان همکار خدا و(نه بنده یا فرزند خدا) دانسته شده اند.

    زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند و همه جا زرتشت مرد و زن را باهم و در

    یک ردیف مخاطب قرار می دهد تورانی خوب را همانند ایرانی خوب می ستاید

    و نزدیکی آدمی به اهورا مزدا را در میزان اشویی او می داند . اشویی با به کار

    بردن اندیشه ،گفتار و کردار نیک فراهم می شود.

    گات ها ، رهبران کشوری و دینی ستمکارو نادرست را،چند جا نکوهش کرده

    و سفارش می کند که نیکان باید با هم یگانه و هم دل باشند و در برابر رهبران

    بیدادگر ایستادگی نمایند. گات ها دروغ و ریا را محکوم می کند.

    حتی دروغ مصلحت آمیز و عمل تقیه را روا نمی داند.

    گات ها می گوید که دروغ و راستی با هم سازگاری ندارند و هیچ گونه همزیستی

    مسالمت آمیزی بین آنها امکان پذیر نیست .

  •  

    اصول گات ها ،کلی ، مطلق و ابدی است

  •  

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 13:19 | ++ | Balatarin add to OYAX

 

 

بدانید و افتخار کنید

 

اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند

اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف کاشان

اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند

اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند

اولين مردماني كه سكه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند

اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند

 

اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده

 اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با ۱۱۵ سرباز

اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند

اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند

 

اولين مردماني كه پا به قاره آمريكا گذاشتند ايراينان و ارتش داريوش بوده است و

كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره

پيمايي افتاده اند

 

 

داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان

بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خط

آرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت.

 

داريوش بزرگ پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمام

جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از

سرزمين پارس دفاع كنند

 

داريوش بزرگ براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از ايران بوده سدي

عظيم بروي رود سند بنا نهاد

 

. در دوره شاهنشاهي اشكانيان برق و باطري براي نخستين بار در جهان كشف شده بود

1938باطري از دل خاكهاي بغداد كه قلمرو پادشاهي ايران بود و توسط ايرانيان ساخته شده بود در سال اين

توسط كونيگ آلماني بدست آمد و به ثبت رسيد و هم اكنون در موزه بغداد نگهداري ميشود

 

 

انوشيروان دادگستر بدون محافظ از دربار خارج ميشده است

روزي موبدان به وي گفتند كه مردم نگرانند كه تو بدون لشگر و محافظ به درون شهر مي آيي ؟

شاهنشاه پاسخ داد كه اگر دادگر باشم اين بهترين محافظ و پاسدار براي من است

 

ای خانه مهر گر شدم از تو برون

 

با چشمی اشکبار و قلبی پر خون

 

سوگند به خاک درت ای درگه مهر

 

تن بردم ودل نهادم آنجا به درون

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 13:51 | ++ | Balatarin add to OYAX

شکايت از شخص شاهنشاه در آيين شهرياري

در آیین شهریاری ایران زمین مردم جامعه نیز حق شکایت از شاهنشاه را داشتند به طوری که موبد موبدان و هیربد هیربدان و ایران دبیر و سوی دیگر شکایت کننده ( دادخواه ) می نشستند و پیش از داوری شاهنشاه چنین می گفت : من در برابر یزدان از شما داوری میخواهم و اگر از بیم و ترس مقام من از داوری راست چشم پوشی کنید داور داوران اهورامزدا از گناه شما نخواهد گذشت . سپس هیربد هیربدان چنین میگفت : شاها انوشه زیوی که چون خدا خوشبختی مردم و شاد زیستن آنان را خواستار است بهترین شاه را برگزید و اگر بخواهد نمونه ای از عدالت وی را نمایانگر کند سخنانی همچون خدایگان که بر زبان آوردید به زبانش روان می ساخت

 

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 23:46 | ++ | Balatarin add to OYAX

همانا که آمد شما را خبر                                     که ما را چه آمد ز اختر به سر

ازین مارخواراهرمن چهرگان                               ز دانایی و شرم بی بهرگان

نه گنج و نه تخت و نه نام و نژاد                            همی داد خواهند گیتی به باد

بسی گنج و گوهر پراکنده شد                                بسی سر به خاک اندر آکنده شد

چنین گشت پرگار چرخ بلند                                  که آید به این پادشاهی گزند

از این زاغساران بی آب و رنگ                           نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

انوشیروان دیده بد این به خواب                            کزین تخت به بپراکند رنگ و تاب

چنان دید کز تازیان صد هزار                              هیونان مست و گسسته مهار

گذر یافتندی به اروند رود                                   به چرخ زحل بر شدی تیره دود

به ایران و بابل ز کشت و درود نماند                     خود از بوم و بر تارو پود

هم آتش بمردی به آتشکده                                  شدی تیره نوروز و جشن سده

ز ایوان شاه جهان کنگره فتادی                           به میدان او یکسره

کنون خواب را پاسخ آمد پدید                             ز ما بخت گردون بخواهد کشید

شود خوار هر کس که بود ارجمند                       فرو مایه را بخت گردد بلند

پراکند گردد بدی در جهان                                گزند آشکارا و خوبی نهان

به هر کشوری در ستمکاره ای                          پدید آید و زشت پتیاره ای

نشان شب تیره آمد پدید                                  همی روشنایی بخواهد برید

      

نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 11:59 | ++ | Balatarin add to OYAX

گفتار داريوش بزرگ در نقش رستم

داریوش بزرگ : خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید . که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داست به خواست و نیروی اهورامزدا شاهم و فرمانهای او را اجرا میکنم این چنین

دوستدار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم . خواهان داد و عدل هستم . نه می خواهم که از سوی توانایی به ناتوانی ستم شود و نه میخواهم که ناتوانی به توانایی بد کند

آنچه موافق راستی است میل من است و آنچه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم . خویم را در حد اعتدال نگه میدارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره میشوم تا مبادا ناروایی روی دهد

هوس اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت میکنم . آنرا که نیکی کند مطابق نیکی اش پاداش میدهم . آنکه بد کند به کیفرش میرسانم . به هیچ وجه مایل نیستم که زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی کیفر بماند . هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی کنم . از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آنچه که من می کنم

در میدان نبرد رزم آرایی چیره هستم . در پیکارگاه دستانم میجنگند . چشم و هوشم نیز بکار است . آنانی که فرمانبرند می بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست . در میدان پیکار به چالاکی میجنگم . از نیروی دستان و پاهایم به خوبی بهره مند هستم . سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم . چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره . نیزه گزاری چرب دست هستم . این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود . اهورامزدا یاری ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد . ای مرد که این را میخوانی . نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است . چه هنراها و نیروهایی دارد . این برای تو ناراست نباشد . آنچه را که گفتم عمل کن. در اين كشور ها ، مردي كه وفادار بود ، نيك پاداش دادم و آن كه دشمن بود نيك كيفر دادم ، به خواست اهورامزدا اين كشور ها قانون مرا اجرا كردند . آنچه به آنان گفتم آنگونه كرد
ند

 

تو كه بعد از من شاه خواهي بود از دروغ سخت بپرهيز . مردي كه خواهد دروغزن بود نيك كيفر ده. اگر چنين مي انديشي بايد كشورم در امان باشد . آنهايي كه پيشتر شاه بودند در آن مدت ، آنچه را كه من در يك سال و اندي به خواست اهورامزدا كردم نكردند . از آن رو اهورامزدا مرا ياري كرد، چون بدكردار نبودم ، دروغزن نبودم ، خطاكار نبودم ، نه من ، نه دودمانم . بر پايه راستي رفتار كردم : نه به ناتوان و نه به توانا بد كردم ، مردي كه با خاندانم همكاري كرد او را نيك پاداش دادم و آنكه زيانكاري كرد ، او را نيك كيفر دادم . تو كه سپس شاه خواهي بود ، مردي كه دروغزن يا خطاكار است او را دوست مباش و او را نيك كيفر ده . تو كه سپس اين نوشته ها را كه من نوشتم ، يا اين نگاره ها را ببيني ، آنها را ويران مكن ، تا جايي كه ممكن است آنها را بپاي ، تا زماني كه تندرست باشي

هر آنكه اهورامزدا را بپرستد ، بخشش وي از آن او خواهد بود ، هم در زندگي و هم پس از مرگ

اهورا مزدای بزرگ بزرگترین خدایان . او داریوش را شاه آفرید . او به وی شاهی را ارزانی فرمود و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد . این کشور پارس که اهورامزدا بمن ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچکس نمی ترسد . خدای بزرگ این کشور را از دشمن - خشکسالی و دروغ محفوظ فرماید

خشیارشا بزرگ : بسیار کارهای زیبای دیگر در این پارسه انجام شد که من و پدرم کرده ایم . هر کاری که به دیده زیبا می باشد به یاری خداوند ما کردیم . تو که در روزگار پسین ( آینده ) می آیی به آن دستورهایی که اهورامزدا فرموده رفتار کن تا در زندگانی شاد و پس از مرگ خجسته باشی . تو اي بنده ! نيك بدان كه - که هستي توانايي هايت كدام و رفتارت چه گونه است . مپندار كه زمزمه هاي پنهاني و در گوشي بهترين سخن است . بيش تر به آني گوش فرا دار كه بي پرده ميشنوي . تو اي بنده ! بهترين كار را از توان مندان ندان و بيش تر به چيزي بنگر كه از ناتوانان سر ميزند


برگفته از کتيبه نقش رستم در فارس

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 23:50 | ++ | Balatarin add to OYAX

          

یک چراغ است در این خانه و از پرتو آن                هر کجا می نگرم انجمنی ساخته اند

 

                            

خرد بر پایه دیدن و پژوهیدن استوار است.نه بر پایه

پندار باقی و پیش داوری و شنیدن

کسی که آرامش درونی دارد.با دانش و گفتار و کردار و وجدانش راستی را می افزاید.

در پیکار با ستم مصمم باشید. هرگز ستم را نپذیرید

سر انجام پیروزی با نیکی است

آدمی همیشه باید . پیش از انجام هرکردار و کاری بیندیشد و با وجدان خویش مشورت کند

اندوه پیام آور مرگ است.دمی را که با اندوه به سر بری زندگی مشمار.اندوه سایه مرگ است

از اندیشه های غم گستر بگریز. مرگ اندیش و بدبین مباش .خندان و گشاده روباش

هیچ کس بر دیگری برتری ندارد مگر از راه پارسایی

به خواسته و دارایی دیگران چشم مدار . تا مال خود را از دست ندهی.

بهترین ثواب راستی و بدترین گناه دروغ است.

همیشه روح راستی پرستان شاد و خرم و روان دروغ پرستان گرفتار رنج و درد است.

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 14:11 | ++ | Balatarin add to OYAX
زنده باد تنهامرد تاریخ کوروش بزرگ که افتخاری جاویدبرای مردم پارس افرید

پاسارگاد

نوشته شده توسط مهدی در جمعه نهم شهریور 1386 ساعت 11:53 | ++ | Balatarin add to OYAX
 
offshore