در زبان همگانی، هر تولید و اختراعی ، آفرینش (خلق ) است . در عرف ، ساختن
بمب هیدروژنی ویران کننده ، و پدید آوردن نیروگاه اتمی سازنده انرژی سودمند به
شکل الکتریسیته هر دو خلاقیت و نو آوری است . در عرف مادی ، سازندگی یا،
ویرانگری ملاک خلاقیت نیست. ولی در آیین زرتشتی تنها سازندگی، آفرینش است.
در زبان زرتشتی نو آوری ویرانگر را (انگره مینیو) و نو آوری سازنده را (سپنتامینیو)
می خوانند.
مینیو به چم(معنی) اندیشه یاوران است. در گفته های گاتها "اندیشه"و "روان"به گونه
نا گسستنی در هم آمیخته اند.
ستیز با سپنتامینیو،در اندیشه،گفتارو کردار، همکاری با انگرمینیو(روان و اندیشه بد
و ویرانگر)است. روان و اندیشه بد همان اهریمن است. بد اندیشان، بد گفتار و بد کردار
چون در راستای انگر مینیو گام بر می دارد،همکار اهورامزدا نبوده بلکه دشمن خداست
چنین فردی بر خلاف قانون پیشرفت (اشا ) در کار است.
در ادیان و فلسفه های گوناگون اصطلاحات همانندی مانند شیطان و ابلیس با تعابیر متفاوت
به کار می رود که ممکن است باعث اشتباه شود. از این رو در گفتگوی آفرینش در هر
آیینی باید به معنا و محتوای واژه ها توجه داشت . مفهوم آفرینش در دین زرتشت با دیگر
دین ها ، تفاوتهای زیادی دارد و هر گونه گفتگویی در باره آن، نیاز به پژوهش در باره
آغاز ،محتوی ، و ساختار آن در پیوند با زمان و فضاست.
در ادیان ابراهیمی خداوند جهان را از " هیچ " آفریده است . در تورات آمده است که:
خدا گفت" روشنایی شود و روشنایی شد"خدا گفت زمین نباتات برویاند ،علفی که تخم
بیاورد و درخت میوه ای که موافق جنس خود میوه آوردکه تخمش در آن باشد بر روی
زمین، و چنین شد . خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آن ها بیرون آورد،
بهایم و حشرات و حیوانات به اجناس آنها چنین شد............
در قرآن آمده است که: خدا آسمان و زمین را برای غرض محقق و حکمتی بزرگ آفرید
خدا انسان را از آب نطفه بیافرید...... و چهار پایانی را برای انتفاع شما نوع بشر خلقت
کرد...... و اسب و اشتر و حمار را برای سواری و تحمل ، مسخر شما گردانید و چیزی
دیگر که هم که شما هنوز نمی دانید برای شما خواهد آفرید..........
به این ترتیب ، در مذاهب ابراهیمی ، خداوند جهان و موجودات را از هیچ آفریده و همچنین
خداوند همه چیز را آفرید: خوب و بد ، فرشته و ابلیس ،زندگی و مرگ... به علاوه خداوند
همه چیز را در مدت معین (شش روز) خلق کرد و روز هفتم به استراحت نشست.
در سنت زرتشتی ، خلقت از "هیچ" مردود است . همچنین خداوند تنها خوبی را آفریده است
بدی ساخته و داده خدا نیست. چون خلقت همیشه با خدا و در خدا بوده است. مدت معینی برای
خلقت ذکر نشده است، و خداوند هم که بی کران و کامل است، نیازی به استراحت ندارد.
اصولا مفاهیم کار و استراحت ناظر به جهان محدود و آدمیان غیر کامل است . و در باره
اهورا مزدا کاربردی ندارد.
فلاسفه زرتشتی، همیشه به نظر آفرینش از هیچ، و آفرینش در مدت شش روز ، ناباوری نشان
داده اند . فرخ مردان از فلاسفه زرتشتی،نویسنده کتاب(گزارش گمان شکن)با اشاره به نظریه
ابراهیمی خلقت می پرسد:اگر خداوند تنها با اراده و یک فرمان ، زمین و آسمان و جهان را
از هیچ خلق کرد،درنگ شش روزه برای چه بوده است؟اگر خورشید را در روز چهارم آفرید
حساب سه شبانه روز قبل از آن چگونه صورت گرفت؟انجام کار با یک فرمان،فرمان دهنده
را خسته نمی کند تا نیازی به یک روز استراحت داشته باشد، فرخ مردان، بیان خلقت در شش
روز و استراحت یک روز را در خور بزرگی خدای بیکران،که دهندگی و آفرینش در ذات
اوست، نمی داند
در همان کتاب فرخ مردان،داستان آدم و حوا را آن گونه که در کتب مقدس مذاهب ابراهیمی آمده
مورد تردید قرار داده می پرسد که : آیا این داستان ، همه دانایی و توانایی خداوند را نفی نمی کند؟
فرخ مردان چنین استدلال میکند: اگر خداوند می دانست که آدم و حوا از دستور او سر پیچی می کنند
چرا آنان را آفرید؟ اگر می دانست که آنان چنین رفتاری خواهند کرد و با وجود این،آنان را آفرید،
خشم گرفتن بر ایشان و تنبیه کردنشان با عدالت الهی مطابقت ندارد". فرخ مردان،قصه آدم و حوا
و اخراج آنان را از بهشت با خرد ، وتعاریفی که از صفات و توانایی های خداوند شده، سازگار
نمی بیند و آن ها را مخالف عدل و داد خدایی می داند.
آفرینش زرتشتی بیشتر به "نشات" میماند تا "خلقت" هر چند نشات هم نیست
کهن بودن آفرینش، نخستین تفاوت آیین زرتشتی با دین های ابراهیمی در زمینه آفرینش است
دومین تفاوت این است که خدای زرتشت ، آفریننده بدی و ابلیس نیست. اهورا مزدا تنها خوبی ها
را آفریده، سپنتامینیو خود تجسم همه خوبی ها در این جهان است. از همین رو خداوند خشم نمی کند
انتقام نمی گیرد و ویران نمی کند، انچنان شکوهی دارد که اینگونه باز تاب ها در آستانش راه ندارد.
در دین زرتشتی ، خشم و ویرانگری کار آنهایی است که با گزینش راه نادرست در زندگی، بر علیه
سپنتامینیواقدام می کنند
سومین تفاوت این است که در دین زرتشت ، اهورا مزدا نیازی ندارد. اهورا مزدا گوهر رسایی و
کمال است.
در دین زرتشتی ،پرسش این که چرا خداوند جهان یا آدمیان را خلق کرده ، مطرح نمی شود.
خلق کردن در ذات خداوند است . خلقت آدمی هم جزئی از خلق کلی است و محتاج به دلیل خاص
نمی باشد. و در آیین زرتشت انسان همکار خداوند است نه بنده او، طبق توصیفی که از اهورا مزدا در
گات ها شده است، خداوند آرمانی ندارد. ولی،آفرینش با توجه به آزادی که به آدمی در گزینش راه
زندگیش داده ، آرمان دارد و آدمی هم باید آرمان داشته باشد . گات ها این آرمان را که همان راه
درست زیستن و رسیدن به خوشبختی باشد نشان می دهد
چهارمین تفاوت این است که پیدایش (آفرینش ) آدمی در فراگرد کلی و پیش رونده آفرینش بوده
و هست و از این رو تکامل جزء آفرینش است.
(تقدیم به همه آنان که جویای حقیقت هستند بیست و هشتم مهر سال 1386 "مهدی")
