از جشنهای ملی ، سه جشن نوروز،مهرگان، و سده ، امروز با شکوه ویژه
در سطح ملی برگزار می شود ، و هر کوشش اهریمنی که در طی سده ها
در کنار گذاشتن آن ها به کار رفته با شکست رو به رو شده است.
امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که:
ایرانیان جشن نوروز و سده نگیرند!چراغانی نکنند!لباس نو نپوشند حتی
عزاداری کنند تا مجوس از بین برود! ولی بر خلاف خواست نا به جای او
مردم ایران پرست آن جشن را نگه داشتند
تا سده هفتم میلادی میان جشن های ملی و دینی ، تفاوتی نبود. زیرا آیین
ایران دین زرتشتی بود.گفت و گو در این باره پس از اسلامی شدن ایران
پیش آمد.
جشن نوروز
نوروز بدون گفتگو ، زیباترین جشن میان جشن های همه ادیان و اقوام و
منطقی ترین مبدا برای آغاز سال است.در این جشن سه جنبه ستاره شناسی
ملی و دینی به چشم می خورد
از جنبه ستاره شناسی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار
می گیرد و شب وروز برابر است روزی است که طبیعت از خواب
زمستانی بیدار می شود و زندگی نو آغاز می کند
از دیدگاه ملی و تاریخی آمده است:
هنگامی که جمشید شاه از کارهای سازندگی کشور فارغ شد ،مردمان در
آسایش ، کشور در آبادانی ، و همه چیز فراوان بود این روز شکل گرفت
ابوریحان بیرونی می نویسد " به باور پارسیان در این روز جهان هستی
یافت و آفرینش آغاز گردید
جشن مهرگان
دومین جشن بزرگ ملی - دینی ایرانیان "مهرگان" است که در روز
10 مهر ،روزی که نام روز و ماه یکی می شود جشن گرفته می شود
و مانند نوروز سه جنبه طبیعی ، تاریخی و دینی دارد.
از نظر طبیعی ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاییز جشن گرفته می شود
و جشن برداشت محصول کشاورزی است.
از نظر تاریخی در این روز نیروی داد و راستی به سر کردگی کاوه آهنگر
بر سپاه دروغ و ستمگری آژی دهاک پیروز شدو فریدون به شاهی رسید
ابوریحان بیرونی در کتاب "آثارالباقیه" می نویسد:
در روز "مهرگان"فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون به تخت
شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند
او برهانید.
جشن سده
جشن سده جشن پیدایش آتش است. سد روز از پایان تابستان گذشته و یا سد
شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن های نوروز
و مهرگان می رسد.
از نظر طبیعی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن ، سال را به دو پاره
(فصل) بخش می کردند ، تابستان که هفت ماه به درازا می کشید، در
نخستین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهر پایان می یافت.زمستان
از آغاز آبان ماه شروع می شد و تا پایان اسفند به طول می انجامید.
از نظر تاریخی نسب این جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه
از کشف راز آتش توسط هوشنگ شاه و ستایش او به درگاه خدا سخن رفته
است.
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
از نظر دینی:
این جشن یاد آورند اهمیت نور ،آتش و انرژی است.نوری که از خداوند
و از خداوند هم جدا نیست، هر جا نور است خداوند همان جاهست.
بهشت در اوستا به نام "روشنایی بی پایان " خوانده شده است
جشن تیرگان:
جشن تیرگان مقارن است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای
تابستان.
از نظر تاریخی روزی است،که "آرش کمانگیر"مرز بین ایران و
توران را مشخص می کند(هم او که برای ایران جانش را فدا کرد)
از لحاظ اجتماعی: در این روز پس از نیایش افراد خانواده در خانه
بزرگ خانواده جمع می شوند. بچه ها به هم آب می پاشند. نامزدها
برای هم هدیه می برند و نامزد بازی می کنند. بزرگان از داخل
کوزه ای نام هایی را که از پیش در آن ریخته شده ، به صورت اتفاقی
در آورده ، وشخص خوش صدایی از روی کتاب حافظ ویا کتاب دیگری
فال می گیرد.و در آخر با خوردن میوه و آجیل به خواندن سرود و
پاکوبی و دست افشانی می پردازند
جشن یلدا:
شب یلدایا "شب چله"شب اول زمستان و دراز ترین شب سال است
و فردای آن با دمیدن خورشید روزها بزرگ تر شده و تابش نورایزدی
افزونی می یابد
ایرانیان باستان از این روز به نام زایش مهر نام می بردندو جشن
بزرگی برپا می کردند.
خوردن آجیل مخصوص،هندوانه انار و شیرینی و میوه های گوناگون
که همه نشانه برکت ، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند
فال گرفتن با کتاب حافظ و آینده گویی کردن با شکستن گردو از روی
پوکی و یا پری آن
جشن های فروردین:
از سایر جشن ها در فروردین،یکی جشن تولد اشوزرتشت خرداد از
فروردین است که در واقع نوروز بزرگ و آخرین روز جشن نوروز
است
همچنین مراسمی در نوزده فروردین به یاد همه روانان برگزار می شود
پیش از فروردین نیز پنج روز به فروهر در گذشتگان اختصاص دارد
ایرانیان باستان باور داشتند که در پنج روز آخر سال روان در گذشتگان
از خویشان خود در این جهان دیدن می کنند به آن "جشن روان"
می گویند.آن را با خواندن جشن آغاز و با خیرات به پایان می برند.

